السيد حامد النقوي
701
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
لا تحلّ الحرام . فقال له عمر رضى اللَّه عنه : يا أحمق ! أي : يا قليل النّظر و التّأمّل ! أ ليس يكون خمرا ثمّ يكون خلّا فنأكله . يعنى إنّ صفة الحمريّة تزول بالتخليل فكذلك صفة الخمريّة بالطبخ حتّى يذهب منه الثّلثان تزول . و معنى هذا الكلام أنّ النّار لا تحلّ و لكن بالطبخ تنعدم صفة الخمرية كالذبح فى الشاة عينه لا يكون محلّلا ، و لكنّه منهر للدّم و المحرّم هو الدّم المسفوح فتسييل الدّم المسفوح يكون محلّلا ، لانعدام ما لأجله كان محرّما . و بهذا أخذنا و قلنا يجوز التّخليل لأنّه إتلاف لصفة الخمريّة و إتلاف صفة الخمريّة لا يكون محرّما ] . ازين عبارت امور عديده قابل توجّه أهل نظر ظاهر گرديد : اول آنكه : حضرت عمر در باب شراب مرقّق استشاره بمردم نمودند ، چون در مجلس شورى مردى از نصارى حاضر بود گفت كه ما در صوم خود شرابى مىسازيم . حضرت عمر فرمايش نمودند كه چيزى از آن بيار ! هر گاه او شراب مذكور را در مجلس مقدّس شان حاضر نمود فرمودند كه چقدر مشابه است اين شراب بطلاء شتران ! بعد از آن گفتند كه شما نصرانيها اين شراب را چه طور تيار مىكنيد ؟ نصرانى گفت كه ما عصير را طبخ مىكنيم تا آنكه دو ثلث آن مىرود و يك ثلث باقى مىماند . حضرت بر آن شراب قدرى آب ريختند و آن را نوش جان فرمودند بعد از آن بقيّهء آن را بعبادة بن الصّامت كه از أجلّهء أصحاب و نقباى أنصار بود و جانب يمين جلوس داشت عنايت فرمودند ، عباده از گرفتن و خوردن آن شراب إنكار كرد و گفت كه نمىبينم كه آتش چيزى را حلال سازد ، و مرادش اين بود كه چون اين شراب قبل از طبخ حرام بود طبخ در آتش آن را حلال نخواهد كرد . حضرت عمر خيلى تفت و دمغ شده به او فرمودند كه أي أحمق ! آيا نمى شود خمر سركه پس ما همه آن را مىخوريم ؟ ! دوم آنكه : سرخسى بعد ذكر اين واقعه افاده نموده كه درين خبر دليل إباحت شرب مثلّثست [ 1 ] گر چه آن شديد باشد ، زيرا كه عمر استشاره كرد مردم
--> [ 1 ] قال محمد بن اسماعيل بن صلاح الامير الصنعانى فى رسالة « ارشاد النقاد